تبليغاتX
آيدا در آينه

آيدا در آينه

دریغ و درد از عمرم...
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 11:0 PM  توسط آيدا حق طلب  | 

 ستاره ها و ماه را

بگذار در مدار خود بچرخند

اینجا آسمان دیگری است!

....

...

تازگی ها هر شعری که میگم نصفه میمونه! شروعش خوبه ولی بعد متوقف میشه! یعنی وقتشه که از خودم نا امید بشم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 3:30 PM  توسط آيدا حق طلب  | 

 

چه فرق می کند

در ابتدای راه باشم

یا در انتهای آن

وقتی به تو ختم نمیشود!

قدسی قاضی نور

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 3:8 PM  توسط آيدا حق طلب  | 

نه که فکر کنی اون خونه قبلیه کوچیک شده برام یا اینکه دلمو زده.نه. بر عکس خیلی دوستش دارم با اون دیوارای بنفشش. نمیدونم شاید کم طاقت شدم یا هر چی فقط دیگه حوصله بازی های صاحبخونه قبلی رو ندارم.  حوصله تو صف واستادن برای گذاشتن یه شعر کوچولو یا منت کشی برای گذاشتن یک عکس کنار همون شعره. نه دیگه نه!

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 2:51 PM  توسط آيدا حق طلب  |