درختان سرو زیبایند
اما زمانی که به آخرین ایستگاه می رسیم
ترجیح می دهم
رودخانه باشم
تا در خت سرو.
اورهان ولی
پی نوشت :
چند روزی نیستم. دارم می رم سرزمین ناظم حکمت و اورهان ولی!
درختان سرو زیبایند
اما زمانی که به آخرین ایستگاه می رسیم
ترجیح می دهم
رودخانه باشم
تا در خت سرو.
اورهان ولی
پی نوشت :
چند روزی نیستم. دارم می رم سرزمین ناظم حکمت و اورهان ولی!
داشتم اینجا رو می خوندم و ایده اش به نظرم جالب اومد. البته اینکه این جور حرکت ها تا چه حد می تونه عملا کاری رو از پیش ببره یا قابلیت اجرایی داره جای فکر و سوال داره. الان نی خوام راجع به اینش صحبت کنم. از هر کشوری اومدند و برنامه هاشون رو برای این دو روز (۱۵ و ۱۶ اکتبر )اعلام کردند با ذکر مکان و زمان و نوع فعالیت و اینها و بعد هم قسمتی داره که می تونید آمادگی تون رو برای شرکت در اون فعالیت ذکر کنید یا اینکه اگه مایلید خودتون یه فعالیت جدید راه بندازید.
داشتم به این فکر می کردم که وقتی در بیشتر از 100 کشور یه سری برنامه راه اندازی شده( البته بیشتر به صورت خودجوش و داوطلبانه) برای این روز چرا ما نتونیم تو کشور خودمون که اتفاقا فقر هم کم نیست برنامه ای داشته باشیم. خیلی ( البته شاید هم نه اون اندازه که می بایست) فکر کردم کم کم داشتم یه این می رسیدم که حتی اگه بخوام هم نمی شه کاری کرد. محض کنجکاوی رفتم بیبینم حالا بقیه ملت در جاهای دیگه چه فعالیت هایی راه انداختند. دیدم تو پاکستان که همین بغل گوش خودمونه. حدود ۷۵ تا event هست! توی این برنامه هاشون یکی بود که خیلی برام جالب بود. یه پسری گفته بود که برنامه اش اینه که در این دو روز( روزی ۱۵ دقیقه) با تلفن زنگ بزنه به دوست و رفیقاش و به اونها راجع به کل این قضیه و این روز و فعالیت ها خبر بده! به همین سادگی! از فکرش خوشم اومد.
خوب ما اینجا شاید مثل بقیه دنیا نتونیم وسط خیابون یه برنامه بذاریم و همه جمع شوند و سخنرانی و این ها یا اینکه با موسیقی و رقص اینها مراسم رو جرا کنیم ولی شاید بشه کارهای کوچیک تری انجام داد.
اگه دوست داشتید اینجا می تونید یه سری banner و loggo و اینها برای سایتیتون برداید.
این چند روزه مشغول انجام یه تکلیف کمر شکن بودم. کمر شکن از این جهت که کمرم شکست این قدر پای این کامپیوتر نشستم و بعد همین طور گردنم. البته چشم هام هم در اومد این قدر از این سایت به اون سایت رفتم جهت تحقیق و تفحص. ولی جدای از این حرف های از درسش خوشم می آد. اسطوره شناسی کلاسیک. راجع به اسطوره ها و خدایان و داستان های اساطیری یونان و رم باستانه. چیزی که خیلی برام جالبه خلاقیت مردم اون دوره است. خوب اون زمان ها دنیا مثل اول هر چیزی خیلی برای مردم نو و عجیب غریب بوده برای همین می اومدند به کمک اسطوره ها برای هر پدیده ای یه دلیل پیدا می کردند. بعضی از این دلایل خیلی خلاقانه و جالبه. سر فرصت حتما چند تا از جالب هاش رو اینجا می نویسم.
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من.
ز من هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا جدا من.
....